فراموشی رمز عبور
پس از درخواست شما,ایمیلی برای شما به منظور تغییر رمز عبور شما ارسال خواهد شد,لطفا inbox و پوشه اسپم خود را پس از درخواست بررسی کنید
عضویت در سایت
ورود به پنل کاربری
پس از درخواست شما,ایمیلی برای شما به منظور تغییر رمز عبور شما ارسال خواهد شد,لطفا inbox و پوشه اسپم خود را پس از درخواست بررسی کنید
ب نظرم چیزی ک این فیلم رو اینقدر تلخ و ماندگار میکنه،خودِ نابینایی نیست؛اینه ک فیلم نشون میده تمدن ما چقدر نازک و شکنندست.انگار فقط کافیه یه بحران پیش بیاد تا خیلی از آدمها برای غذا،ثروت،قدرت،جایگاه یا حتی حفظ بقاشون،روی انسانیتشون خط بکشن.والا همین الان هم،حتی بااینکه میبینیم،تفاوت خیلی زیادی با آدمهای فیلم نداریم.ما هم ب خاطر پول،قدرت،رابطه،موقعیت اجتماعی و هزار چیز دیگه،گاهی همدیگه رو تیکهتیکه میکنیم؛فقط شکلش عوض شده و کمتر ب چشم میاد.فیلم انگار میخواد بگه مشکل،نابینا شدن چشمها نیست مشکل
نابینایی وجدان و همدلیه…فیلم کوریِ واقعی رو زمانی نشون میده ک تصمیم میگیرن کسی ک فلانی را کشته تحویل بدهند این مکالمه حال بهم زن ترین و دردناکترین قسمت فیلم بود بعضی انسانها انگار خودشونم میخوان حقیر باشن…اما از پایان:این پایان،فقط درباره رهایی نیست؛دربارهی زخمیه ک حتی بعد از تمام شدن کابوس هم روی روح آدم میمونه.بعضی بارها وقتی از دوشت برداشته میشن،تازه میفهمی چقدر لهت کرده بودن.فیلم برای من فقط یک فیلم آخرالزمانی نبود؛آینهای بود ک نشون میداد شاید ما ازهمان اول هم آن قدرها بینا نبودهایم
کوری، فروپاشی اخلاقی و اجتماعی در شرایط بحرانی رو به طور خیلی دردناک نشون داد که بدترین کوری، کوری ذهن و قلب ست.